کاش می شد قلبها آباد بود
کینه و غمها به دست باد بود
کاش می شد دل فراموشی نداشت
نم نم بارون هم آغوشی نداشت
کاش می شد کاشهای زندگی
گم شوند پشت نقاب زندگی
کاش می شد کاشها مهمان شوند
در میان غصه ها پنهان شوند
کاش می شد آسمان غمگین نبود
ردپای قهر و کین رنگین نبود
کاش میشد اشک را تهدید کرد
فرصت لبخند را تمدید کرد
کاش میشد از میان لحظه ها
لحظه ی دیدار را تجدید کرد
با من امشب چیزی از رفتن نگو
نه نگو، از این سفر با من نگو
من به پایان می رسم از کوچ تو
با من از آغاز این مردن نگو
کاش میشد لحظه ها را پس گرفت
کاش میشد از تو بود و با تو بود
کاش می شد در تو گم شد از همه
کاش میشد تا همیشه با تو بود
کاش فردا را کسی پنهان کند
لحظه را در لحظه سرگردان کند
کاش ساعت را بمیراند به خواب
ماه را بر شاخه آویزان کند
یادگیری فرایندی است که بر اساس تجربه به وجود میآید و تغییراتی نسبتاً دائمی در احساس، تفکر و رفتار فرد ایجاد میکند. لغت تجربه نشان می دهد که برای ایجاد یادگیری تمرین و تکرار ضروری است و واژه فرایند به دنبالهای از تغییرات رخدهنده در ویژگیهای فرد یا شیء گفته میشود. بنابراین برای ایجاد یک یادگیری موثر باید در دامنه ای از زمان و همراه با تکرار، موضوع یادگیری را ثبات بخشیم .

در این میان برای آنکه بتوانیم از زمان یادگیری به صورت بهینه استفاده کنیم لازم است تا در هنگام مطالعه فعال باشیم. ادا کردن کلمات و موضوعات با صدای بلند و توجه به طرز قرار گرفتن بدن می تواند تمرکز و دریافت اطلاعات را افزایش دهد . به این منظور لازم است از لم دادن و یا خوابیدن خودداری کنید چرا که شرایط فیزیکی می تواند بر احساس و عملکرد افراد موثر باشد.
از دیگر روش های سودمند می توان به طرح های شبکه ای اشاره نمود . شما پس از فراگیری و درک مطلب با ارتباط دادن کلید واژه های هر بحث به صورت شاخه ای در واقع کل مطلب را در چند شاخه و زیر شاخه دسته بندی و خلاصه می کنید. با دیدن کلید واژه ها میتوانید با بازیابی بحث مربوطه کل مطلب را در ذهن یاداوری نمایید.
روش مفید دیگری که می تواند روند یادگیری را تسریع نماید این است که نکات مهم را به صورت واژه های کلیدی با خط کشیدن زیر آنها برجسته نماییم. همچنین حاشیه نویسی پس از مطالعه درس می تواند با انتقال مطالب به خاطر سپرده شده روی کاغذ ثبات انها را در ذهن گسترده تر سازد . در این روش ابتدا مطالب را بخوانید و درک کنید و سپس بر روی کاغذ بیاورید.ضمن آنکه در هنگام مرور پیش از امتحان نیز می توانید از آنها استفاده نمایید.
پس از فراگیری و درک مطلب با ارتباط دادن کلید واژه های هر بحث به صورت شاخه ای در واقع کل مطلب را در چند شاخه و زیر شاخه دسته بندی و خلاصه کنید.
با بهره گیری از اصول یادگیری بهینه می توانید کیفیت مطالعه را افزایش دهید. در سطور زیر بخشی از این راهکارها را خدمت شما ارائه می دهیم.

1/ مطلب تازه را با مطالب یاد گرفته شده قبلی مرتبط کنید. به این صورت یادگیری به صورت معنادار شکل خواهد گرفت و دیرتر فراموش می شود.
2/ مطلب یادگیری را به صورت سه رمز دیداری, شنیداری و معنایی درآورید. یعنی به صورت تصویر در ذهن, تکرار با لفظ, ارتباط معنایی با محرک های دیگر درآورید. پژوهش ها نشان داده رمز شنیداری یعنی مرور و تمرین و تکرار ذهنی مطالب از رمزهای دیگر غالب تر است.
3/ تقطیع عبارت است از دسته بندی اطلاعات به واحدها یا قطعه های کمتر. مثلا اگر قرار است مجموعه اعداد زیر را به حافظه بسپارید : 3789645 اگر اعداد را به صورت دوتایی و یا سه تایی و با ایجاد ارتباط معنایی حفظ کنید راحت تر خواهد بود تا زمانی که هر عدد را به صورت مستقل از حفظ نمایید.
4/ تکرار اطلاعات و مطالب سبب انتقال آنها به حافظه بلند مدت است. البته تکرار بهمراه ارتباط دادن با مطالب قبلی.
5/ استفاده از واسطه ها: مثلاً برای به خاطر آوردن دو کلمه شانه- لیوان, از واسطه ذهنی "شانه در لیوان است" استفاده کنید.برقراری ارتباط ذهنی بین مطالب باعث ایجاد تصویر ذهنی و مواد کلامی و استفاده از هردو نیمکره می گردد که یادگیری را آسان تر می کند.
7/ سازمان دادن مطالب. تنظیم و ترسیم مطالب به صورت درختی.
8/ تداعی مطالب قابل یادگیری با مکان یا وسائل خاص. مثلا اگر میخواهید تعدادی از خرده وسایل مکانیکی را به یاد بسپارید کافیست یک وسیله را که دارای چنین جزئیاتی است در نظر داشته باشید . با تداعی این وسیله جزئیات آن به خاطر خواهد آمد.
9/ روش کلمه کلید برای آموزش زبان خارجه: پیدا کردن کلمه ای در زبان مادری که از لحاظ تلفظ با کلمه ای که می خواهید یاد بگیرید شبیه باشد. سپس ایجاد یک تصویر ذهنی که کلمه بیگانه را با کلمه زبان مادری ارتباط دهد. مثل کلمه بیگانه Carta که کلمه کارت تداعی می شود. سپس Carta که به معنی نامه است را با کارت ارتباط دهید (یعنی ارتباط معنایی و ذهنی بین کارت و نامه). از این پس با شنیدن کلمه Carta این ارتباط در ذهن مجسم می شود. و شما با آسانی معنای آن را به خاطر می آورید.
دو مرد در کنار دریاچه ای مشغول ماهیگیری بودند . یکی از آنها ماهیگیر با تجربه و ماهری بود اما دیگری ماهیگیری نمی دانست .
هر بار که مرد با تجربه یک ماهی بزرگ می گرفت ، آنرا در ظرف یخی که در کنار دستش بود می انداخت تا ماهی ها تازه بمانند ، اما دیگری به محض گرفتن یک ماهی بزرگ آنرا به دریا پرتاب می کرد .
ماهیگیر با تجربه از اینکه می دید آن مرد چگونه ماهی را از دست می دهد بسیار متعجب بود . لذا پس از مدتی از او پرسید :
- چرا ماهی های به این بزرگی را به دریا پرت می کنی ؟
مرد جواب داد : آخر تابه من کوچک است !
گاهی ما نیز همانند همان مرد ، شانس های بزرگ ، شغل های بزرگ ، رویاهای بزرگ و فرصت های بزرگی را که خداوند به ما ارزانی می دارد را قبول نمی کنیم . چون ایمانمان کم است .
ما به یک مرد که تنها نیازش تهیه یک تابه بزرگتر بود می خندیم ، اما نمی دانیم که تنها نیاز ما نیز ، آنست که ایمانمان را افزایش دهیم .
خداوند هیچگاه چیزی را که شایسته آن نباشی به تو نمی دهد .
این بدان معناست که با اعتماد به نفس کامل از آنچه خداوند بر سر راهت قرار می دهد استفاده کنی .
هیچ چیز برای خدا غیر ممکن نیست .
به یاد داشته باش :
به خدایت نگو که چقدر مشکلاتت بزرگ است ، به مشکلاتت بگو که چقدر خدایت بزرگ است
این مقاله اشاره به طرحی میكرد كه برخی مهندسان و دانشمندان فضایی برای مواجه با مشكل گرم شدن زمین از یك سو و از سوی دیگر برای نجات زمین در زمانی كه خورشید تبدیل به غولی عظیم میشود ارائه و پیشنهاد كرده بودند با استفاده از نیروی دنبالهدارها و سیاركها مدار زمین را تغییر دهند و آن را جابهجا كنند. آیا چنین چیزی ممكن است؟ آیا می توان سیاره را جابهجا كرد؟ این مقاله نگاهی به این طرح و مشكلات آن و واقعیتهایی درباره آینده زمین دارد.
همه میدانیم زمین بر اثر فعالیتهای بشر و بویژه سوزاندن سوختهای فسیلی كه موجب آزاد شدن حجم انبوهی از گازهای گلخانهای میشوند، شاهد افزایش دمای میانگین خود بوده است. پدیدهای كه به گرمایش جهانی موسوم شده است و دانشمندان آن را یكی از مهمترین و جدیترین خطرهایی میدانند كه نژاد بشر در طول تاریخ حضورش روی سیاره زمین با آن مواجه شده است. بسیاری از فعالان محیط زیست و دانشمندان، طرحهای گوناگونی را برای فرار از این مشكل ارائه كردهاند. این مساله اگر مهار و كنترل نشود میتواند طی 2 تا 5 دهه آینده چهره سیاره ما را تغییر دهد و حتی موجب انقراض نسلهای عظیمی شود كه در نهایت دامن انسان را نیز خواهد گرفت، اما اگر بتوانیم از این خطر كوتاه مدت عبور كنیم، در آیندهای بسیار دورتر با فاجعهای بزرگتر مواجه خواهیم شد. خورشید ما با به پایان رساندن سوخت هیدروژنی خود از رشته اصلی ستارهها (بخشی از زندگی خود كه در آن مشغول سوزاندن هیدروژن و تولید انرژی بر اثر فرآیند همجوشی هستهای هستند) خارج شده و طی فرآیندی آشوبناك به غول سرخی تبدیل میشود كه در آن دوره كه حدود 4 میلیارد سال آینده رخ میدهد، زمین را برشته خواهد كرد. چند سال پیش گروهی از مهندسان ناسا و دانشمندان، طرحی بلندپروازانه را برای رهایی زمین از هر دوی این مشكلات ارائه كردند كه مقاله روزنامه گاردین نیز همین طرح را توصیف كرده بود.
این گروه برای نجات زمین به یكی از اصول ساده معادلات پرتابهها پناه برده بودند. این روزها بسیاری از سفاین فضایی كه عازم مقاصد گوناگون در منظومه شمسی هستند بخشی از نیروی پیشران خود را از سیارهها میگیرند. در واقع مانوری با نام مانور قلابسنگ باعث میشود پرتابه مورد نظر با عبور در مداری مشخص از نزدیكی سیاره و دریافت بخشی از انرژی آن، اندازه حركت خود را افزایش دهند و در عوض اندكی از اندازه حركت سیاره میكاهد. با توجه به جرم كم پرتابه در برابر سیاره این افزایش اندازه حركت برای پرتابه منبعی برای پیش رانش میشود در حالیكه تاثیری چشمگیر روی سیاره نخواهد داشت. حال تصور كنید به جای آنكه سفینهای كوچك از كنار زمین عبور كند جرمی به مراتب بزرگتر، مثلا دنبالهداری غولپیكر یا سیاركی بزرگ به طور كنترل شده از كنار زمین عبور كند و همین اتفاق را تكرار كند در این صورت و اگر عبورهای به طور مكرر تكرار شوند، سرعت چرخش زمین در مدار خود به دور خورشید كاهش مییابد و براساس قوانین مداری برای آنكه مدار خود را پایدار كند به منطقهای دورتر رانده میشود؛ جایی خنكتر كه عمر زمین را میتواند هنگام تبدیل خورشید به غول سرخ نیز اندكی در حد چند میلیارد سال ناقابل افزایش دهد.
ایدهپردازان پیشنهاد كرده بودند با نصب راكتهای ویژهای روی سطح سیاركها و دنبالهدارهایی كه از دوردستهای منظومه شمسی به دیدار خورشید میآیند، آن را در مسیری كنترل شده قرار دهند تا با عبور از زاویهای مشخص و تعیین شده بدون آن كه در دام گرانش زمین افتاده و با زمین برخورد كنند، این مانور را انجام دهند.
ظاهر طرح اگرچه به نظر ساده میآمد؛ اما در عمل با دهها مشكل مواجه بود. یكی از مسائلی كه در این طرح بدان توجه نشده بود، وضعیت ماه در این تغییر مدار بود. با تغییر مدار زمین، مدار ماه نیز دچار آشفتگی میشود و احتمال فراوان وجود دارد كه ماه برای همیشه از مدار زمین فرار كند و شبهای زمین را تیره بگذارد؛ ولی این موضوع در برابر مشكلات دیگر چیز مهمی به حساب نمیآمد. مشكل بزرگ دیگری كه پیش روی این طرح وجود دارد، به شكار دنبالهدارها و سیاركها مربوط میشود.
در دوران ما، یكی از خطرهای بالقوه ولی بسیار مصیبتباری كه زمین را تهدید میكند، احتمال برخورد سیارك و دنبالهدارها با زمین است. چنانچه چنین برخوردی كه به گفته محققان پیش از این نیز بارها رخ داده و حتی مظنون اصلی در انقراض نسل دایناسورها به شمار میرود، بار دیگر رخ دهد، بخش بزرگی از تمدن از میان خواهد رفت و اگر ابعاد جرم برخوردكننده بزرگ باشد، شاید كل نسل انسان را نیز نابود كند. به همین دلیل ناسا و دیگر سازمانهای پیشروی فضایی، طرحهای متعددی را برای بررسی اجرامی كه از نزدیكی زمین عبور میكنند، مطرح كردهاند؛ طرحهایی مانند NEAR و NEAT هستند؛ اما همه این طرحها از یك مشكل مشترك رنج میبرند، این كه معمولا طرحها تنها زمان كوتاهی پیش از عبور آن جرم از نزدیكی زمین میتوانند آن را شناسایی كنند. در این حال هیچ شانسی برای انجام عمل دفاع موثر باقی نمیماند. برخلاف فیلمهای هالیوودی در صورت بروز چنین رویدادی، كاری از انفجارهای هستهای یا سفینههای نجات زمین برنمیآید؛ چراكه برای منحرف كردن مسیر یك دنبالهدار شما به سالها وقت و فناوری نیاز دارید كه هنوز وجود ندارد.
یكی از ایدهها، پوشاندن یا رنگ كردن سطح دنبالهدار با جسمی است كه ضریب بازتاب متفاوتی داشته باشد تا نور خورشید بتواند آن را منحرف كند؛ اما این كار زمانی موفق میشود كه شما چند هزارسالی فرصت داشته باشید كه ندارید. حالا فرض كنید ما به پیشرانی دست یافته باشیم كه بتواند سیاركی را كنترل كند. چگونه باید آن را در زمان مناسب به دنبالهدار رساند و روی آن سوار كرد؟ اگر به فرض همه این مراحل با موفقیت انجام شود، كافی است یكی از پیشرانهای فرضی، تنها كسری از ثانیه دیرتر یا زودتر از محاسبات روشن شوند و یا اثر یكی از اجرام كوچك منظومه شمسی كه در راه این دنبالهدار یا سیارك قرار دارد، محاسبه نشده باشد تا این جرم به جای عبور از كنار زمین با آن برخورد كند.
چنین مشكلاتی باعث میشود چنین طرحی در زمره طرحهای علمی تخیلی قرار بگیرد و برای خنك كردن زمین بیشتر به فكر اهرمهایی بود كه با مشاركت مردم و دولتها و استفاده درست از منابع در دسترس وجود دارد.
البته یك واقعیت دیگر نیز وجود دارد؛ هماكنون نیز زمین در حال دور شدن از خورشید است. بله تعجب نكنید. براساس تحقیقات یك گروه بینالمللی، زمین به طور متوسط در هر سال 15 سانتیمتر از خورشید دور میشود كه البته عدد بزرگی به شمار نمیرود؛ اما دلیل آن مورد مناقشه قرار دارد. گروهی از دانشمندان ژاپنی، یكی از بهترین توضیحات را در این زمینه ارائه كردهاند و معتقدند تغییرات نیروهای كشندی كه در سیستم زمین و ماه باعث دور شدن ماه از زمین میشوند، موجب دور شدن زمین از خورشید نیز میشوند. البته این دور شدن بسیار ناچیز است و ربطی به طرح تخیلی محققان ندارد و دردی از گرمایش زمین هم دوا نمیكند و برای این موضوع خود ما انسانها كه این مشكل را درست كردهایم، باید فكری برای حل آن كنیم.

سخنانى از میان احادیث حضرت باقر(ع) انتخاب شده و به صورت پرسش و پاسخ بیان مى شود.
س. چرا باید به سخنان شما امامان گوش داد و احادیث شما را شنید؟
این پرسش همیشه مطرح است که چرا در منابر و مجالس از قرآن و احادیث اهل بیت(ع) استفاده مى شود؟ آیا بهتر نیست به جاى این سخنان که مربوط به قرون گذشته است، از سخنان دانشمندان فعلى مخصوصاً از نوع غربى آن استفاده کنیم که هم جدید است و هم روشنفکران بهتر مى پسندند و هم نشانه اطلاع منبرى از زمان است و هم پُز عالى دارد؟و اما پاسخ امام باقر(ع): «انّ حدیثنا یحیى القلوب؛(1) به راستى حدیث(سخن) ما دلها(ى مردم) را زنده مى کند.»مراد از این قلوب، قلبهاى جسمی نیست، بلکه مراد روح و روان انسان است که گاه بر اثر نرسیدن غذاهاى معنوى مى میرد و یا بر اثر گناه قساوت پیدا مى کند.
س. دوستداریم از زبان شما بشنویم که شیعه واقعى شما کیست؟
به بیان دیگر، بسیارند کسانى که ادّعا مى کنند شیعیان شما هستند، خوب است بدانیم شما چه کسانى را شیعه واقعى خود مى دانید؟پاسخ امام باقر(ع): «ما شیعتنا الّا من اتّقى اللّه و اطاعه؛(2) شیعه ما، تنها کسى است که تقواى الهى پیشه کند(خدا ترس باشد) و از خداوند اطاعت نماید.»
و در ادامه فرمود: «و ما کانوا یعرفون الّا بالتّواضع و التّخشّع و اداء الامانة و کثرة ذکر اللّه؛(3) و شناخته نمى شوند، مگر با تواضع و فروتنى، خشوع، اداى امانت و زیاد ذکر خدا گفتن.»
و در ضمن اضافه فرمود که شیعیان چند دسته اند و یک نوع آن طلاى ناب است:
«شیعتنا ثلاثة اصنافٍ صنف یأکلون النّاس بنا و صنفٌ کالزّجاج ینمّ و صنفٌ کالذّهب الاحمر کلّما ادخل النّار ازداد جودةً؛(4) شیعیان ما سه دسته اند: گروهى ما را وسیله درآمد از مردم قرار داده اند و گروهى همچون شیشه اند (که هم زود مى شکنند و هم هرچه اسرار دارند، آشکار مى سازند) و گروهى چون طلاى(ناب) سرخ اند. که هر چه بیشتر داخل آتش شوند، بر خوبى آنها افزوده مى شود(و هرچه سختى و رنج در راه دین ببینند، آبدیده تر و مقاوم تر مى شوند).»
س. برترین کمالات انسان چیست؟
حال که فهمیدیم سخنان شما دلها را زنده مى کند و شیعه شما باید داراى قلوب زنده و داراى کمالات باشند، خوب است بدانیم برترین کمالات حقیقى انسانى از دیدگاه امام باقر(ع) چه چیز است؟امام باقر(ع) مى فرماید: «الکمال کلّ الکمال التّفقّه فى الدّین و الصّبر على النّائبة و تقدیر المعیشة؛(5) همه کمال در شناخت عمیق و خوب فهمیدن دین و شکیبایى در پیش آمدها و اندازه نگه داشتن در زندگى است.»
اندازه نگهدار که اندازه نکوست هم لایق دشمن است و هم لایق دوست.
س. بدترین عقوبت خداوند در دنیا چیست؟
مى دانیم کسى که راه کمال را نپیماید و در بیراهه و در مسیر گناه قدم بردارد، به بلاهایى در دنیا و آخرت گرفتار مى شود. خوب است از زبان حضرت باقر(ع) بدانیم بدترین مجازات الهى در دنیا چیست؟پاسخ امام باقر(ع): «ما ضرب عبدٌ بعقوبةٍ اعظم من قسوة القلب؛(6) هیچ بنده اى به کیفرى بزرگ تر از سنگدلى و سخت دلى کیفر نشد.»
راز این مسئله را حضرت باقر(ع) در سخن دیگرى آشکار نمود؛ آنجا که فرمود: «اعلم انّه لاعلم کطلب السّلامة و لاسلامة کسلامة القلب؛(7) بدان که هیچ علمى چون طلب سلامت نیست و هیچ سلامتى مانند سلامت قلب نیست.»
به یقین مى توان گفت که مقصود حضرت فقط علم پزشکى و سلامتى جسم و جان و قلب مادی نیست، بلکه سلامتى قلب از گناهان و قساوت نیز مقصود است.
و از جمله گناهانى که سلامتى قلب را به خطر مى اندازد و قساوت را در پى دارد، تکبّر است.
حضرت باقر(ع) فرمود:«ما دخل قلب امرءٍ شى ءٌ من الکبر الّا نقص من عقله مثل ما دخله من ذلک قلّ ذلک او کثر؛(8) چیزى از کبر در قلب مرد داخل نمى شود، مگر آنکه به همان مقدار از عقلش کاسته مى شود، خواه کم باشد یا زیاد.»

«آدمی دایره نیست که فقط یک کانون داشته باشد؛ بلکه بیضی است و دارای دو کانون، که یک کانونش افعال است و کانون دیگرش افکار» ویکتور هوگو
از جمله ساده ذکر شده می توان دریافت که در بسیاری از موارد و زمینه ها، ما انسانها این توانایی را داریم که برخلاف طرز تفکر و باور قلبی خویش، رفتار کرده و حتی مدتی زندگی کنیم و خودمان را به اطرافیان و دوستان طوری معرفی کنیم، که به واقع این چنین نیستیم. این طرز برخورد و رفتار شاید در رابطه با دوستان و همکاران، مشکلات خاصی را ایجاد نکند و یا زیانهای ایجاد شده ناشی از این مساله، آنقدر شدید نباشد که زندگی اطرافیان ما را دچار مشکلات خاص کند، اما همین نحوه عملکرد و یا گفتار در جلسات خواستگاری و آشنایی دختر و پسر می تواند صدمات گاه جبران ناپذیری به زندگی آنان وارد آورد.
گاه یکی از طرفین (دختر یا پسر) چنان شیفته و مدهوش طرف مقابل خویش می گردد که به هر قیمتی حاضر است با او همراه شود و لذا با همه شرط و شروط ها موافقت می کند و یا هر سئوالی از وی می شود، جوابی مناسب حال طرف مقابل می دهد.
از مجموع خواستگاری کردن، رفتن و آمدن خانواده ها با هم ملاقاتهای دختر و پسر با یکدیگر، سخن گفتن و بررسی کردن معیارهای یکدیگر و هر آنچه که در این زمینه انجام می شود؛ تنها یک مساله، هدف اصلی است و آن این است که هر یک از دختر و پسر با زیرکی و به دور از وسوسه های ظاهری و به دور از چاپلوسی و یا دروغ به این نتیجه برسند که دیگری همان همراه و همراز حقیقی است که همواره در جستجویش بوده است. لذا در این یادداشت سعی خواهد شد روشی از پرسش کردن در جلسه خواستگاری را به شما دختران و پسران جوان بیاموزیم تا بتوانید به شناختی همه جانبه و کامل از یکدیگر برسید.
گاه یکی از طرفین (دختر یا پسر) چنان شیفته و مدهوش طرف مقابل خویش می گردد که به هر قیمتی حاضر است با او همراه شود و لذا با همه شرط و شروط ها موافقت می کند و یا هر سئوالی از وی می شود، جوابی مناسب حال طرف مقابل می دهد

هم انطباق داشته اند، پس علل پیدایش این اختلافات و حتی طلاق ها چیست؟ موضوع روشن نیست که آیا واقعاً طرف مقابل چنین می اندیشد و یا برای اینکه ازدواج کند، در تلاش برمی آید تا خود را همگون جلوه دهد.
از طرف دیگر در برخی از موارد ما تمایل داریم نسبت به مساله ای آگاهی یابیم ولی نمی دانیم موضوع را چگونه مطرح کنیم که طرف مقابل دچار سوءتفاهم نشود و برداشت بدی از سئوال ما نکند (به علت حساسیت مساله) و لذا ما سردرگم می شویم که مساله به این مهمی را چگونه مطرح کنیم؟ شیوه برخورد با این مساله چیست؟
طرح کردن سوالات معکوس در بسیاری از زمینه ها مانند جنبه های اعتقادی (نماز خواندن و روزه گرفتن و...)، اشتغال زن، نحوه پوشش زن، دوستی های قبل از ازدواج و... می تواند مورد استفاده قرار گیرد
در پاسخ می توان گفت: شیوه برخورد با چنین مسائلی، استفاده کردن از روش «طرح سئوالات معکوس» است. برای درک این مساله برای شما مثالی می آوریم:

مثلاً شما فردی اهل سفر هستید و حداقل ماهی یکبار باید به یک سفر هر چند کوچک بروید. بنابراین تمایل دارید همسر آینده تان نیز دارای چنین روحیه ای باشد و با شما در سفرها همراه شود. برای اینکه از نظر طرف مقابل تان مطلع شوید و از طرف دیگر می خواهید پاسخ صادقانه ای از ایشان دریافت کنید می توانید بپرسید:
«اگر همسر آینده شما اهل سفر کردن و مسافرت نباشد و در این زمینه با شما همراهی نکند، نظر شما چیست؟»
در صورتیکه طرف مقابل جواب موافق بدهد و چنین برداشت کند که شما اهل سفر کردن نیستید و بگوید که من هم اهل مسافرت نیستم، شما توانسته اید به پاسخ مورد نظرخود دست یابید و حال آنکه اگر سئوال می کردید که آیا شما اهل سفر هستید؟ جواب «بله» می شنیدید و طرف مقابل را به درستی نمی شناختید.
این نوع سئوال کردن را در بسیاری از زمینه ها مانند جنبه های اعتقادی (نماز خواندن و روزه گرفتن و...)، اشتغال زن، نحوه پوشش زن، دوستی های قبل از ازدواج و... می توانید مطرح کنید.
نکته دیگر که باید در نظر داشت این است که گاه طرح سئوال به گونه ای جهت دار است و به شنونده القاء می کند که چگونه پاسخ دهد و یا اینکه پاسخ مشخصی را بدهد؛ مثلاً اگر سئوال شود که «من به نماز اول وقت خیلی اهمیت میدهم و از افراد کاهل نماز خوشم نمی آید. شما چطور؟» طبیعی است که برای ایجاد احساس رضایت در طرف مقابل باید پاسخ بلی داد، هر چند که در واقع چنین نباشد. بنابراین بهتر است این گونه سئوال شود «نظر شما در مورد انجام وظایف دینی مانند نماز خواندن و نخواندن چیست؟» این نحوه سئوال پرسیدن القا کننده نبوده و فرد را وادار می کند نظر شخصی خود را ارائه دهد.
البته معمولاً زمانی که نسبت به صراحت طرف مقابل، دچار تردید باشیم، خوب است که از شیوه دوم طرح سئوال استفاده شود در غیر اینصورت می توانید سئوالات خود را به صورت مستقیم و سرراست مطرح کنید. ولی در هر حال استفاده از شیوه های پرسیدن «معکوس و یا بی جهت» می تواند به اطمینان بخشی بیشتری بینجامد و لااقل در انتخاب خود تردید کمتری داشته باشید.